تبليغاتX
از مقاومت تا مقاومت

از مقاومت تا مقاومت

مقاومت مردم فلسطین ولبنان و ایستادگی در برابر طرح خاورمیانه بزرگ

                                     

                                         به نام بهترین  د ا ننده اخبار هستی

 

                                           سلام ای نگار بی خبر ما

روزت مبارک

امروز می خواهم برای تو بنویسم ،برای تو که خبر نگار هستی ، بیست و چهار سال از آن روز که به لبنان رفتی گذشته است ربع قرن پیش اسرائیل از زمین و دریا و هوا به لبنان حمله کرد و سفر بی بازگشت تو به عنوان خبرنگار خبر گزاری جمهوری اسلامی آغاز شد در حالی که بیروت از همه سو  در محاصره ارتش اسرائیل و  مزد ور ان همدست آن بود نمی دانم آن روز ها چند خبر نگار در بیروت حضور داشت تو میخواستی جنایات  صهیو نیست ها را  برعلیه مردم فلسطین و لبنان به تصویر بکشی اما در یک توطئه مشرک بین فا لا نژ یست ها و صهیونیست ها تو و  سه همراه ات حاج احمد متوسلیان ،تقی رستگار مقدم و سید محسن موسوی کاردار سفارت ایرن در بیروت را ربودند 24سال از آن روز سپری شده است و ما همچنان از تو خبر دقیقی نداریم .

ای یوسف ما یعقوب ما در اندوه تو رفت و اینک در قید حیات نیست

کاظم اگر تو پیش ما بودی  همه به تو میگفتیم   آماده باش ، چرا که اسرائیل دوبار ه به لبنان حمله کرده درست مثل سال 61       و تو وسایل عکاسی و فیلمبرداری ات را جمع میکردی و باز به لبنان میرفتی تا به خاک و خون کشیده شدن مردم مظلوم لبنان را ثبت کنی و رژیم نژاد پرست اسرائیل را بیش از پیش در نزد جهانیان رسوا سازی .

امروز دیگر تو تنها نیستی ، ده ها خبرنگار ایرانی در لبنان حضور دارند و با شجاعت و شهامت به رسالت خبری خود عمل می کنند بیست و پنج روز است که لبنان آماج بمباران است اما مقاومت زنده است شرایط امروز  با آن روزی که تو به لبنان رفتی خیلی فرق کرده و خیلی چیزها تغییر کرده در گذشته هر وقت که اسرائیل اراده می کرد ظرف چند روز ارتش خود را در بیروت می دید حا لا مقاومت یک فرهنگ شده و  همکاران تو بزودی گزارش  پیروزی را مخابره می کنند که اسرائیل شکست خورده و طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا و غرب نا کام مانده است

«مردی بر دروازه های قدس نبرد میکند ، نامش نصر ،او از من است و من از او یم همانا نصر نامیده شده ، زیرا خداوند پیروزی را بر د ستانش می نویسد – بحار الانوار جلد 9صفحه 283»

کاظم هیچ میدانی که امسال  روز خبر نگار با روز پدر مصادف شده است یعنی روز میلاد امام علی ورز خبر نگار سال 83با روز میلاد بزرگ بانوی اسلام همسر علی (ع)  روز مادر مصادف شده بود.

اگر تو امروز در لبنان بودی ، ماجرای کشتار مادران و کودکان را به تصویر میکشیدی هر چند که روح وروان تو متاثر میشد، راستی جنگهای نیم قرن گذشته رژیم نژاد پرست و   جنگ طلب اسرائیل چقدر پدر و مادر ه ها و فرزندان  را از یکدیگر جدا کرده است .

آه و ناله مادرانی که فرزندان خود را از دست داده ا ند و کودکان یتیم هر گز در فضا گم نمیشود هر چند که غرب چشمان خود را در برابر جنایات اسرائیل ببند، خدایا چقدر این آه و ناله ها عرش تو را لرزانده است و چقدر دیدن این صحنه ها دست ودل خبر نگارانی را که این لحظه ها را ثبت کرده اند  و به تصویر کشیده اند از عمق وجود  لرزانده است  ،چگونه باید تحمل کرد دیدن پدرانی که دیگر راه رفتن فرزندانشان را نخواهند دید و مادرانی که نمی توانند فرشتگان دوست داشتنی خود را در آغوش بگیرند

خدایا برای ما چه روزگاری را تدبیر و تقدیر فرموده ای ، دنیای عجیبی شده است صاحبان زر وزور وتزویر جهانی جای ظالم و مظلوم را عوض کرده اند و به جای دفاع از مظلوم از ظالم حمایت می کنند ، خدایا دنیا به کجا میرود

سکوت دولتهای عربی و پراکندگی آنان آدمی را دچار بحت و حیرت میکند ، در خود فرو می روم ، این سخن امام علی (ع) در برابر دیدگانم قرار میگیرد« به خدا سوگند که اتفاق این قوم در کار باطل خویش و پراکندگی شما در کار حق خویش دل را می میراند و در جان اندوه می پروراند»

امروز روز علی است در مکتب علی ستم جرمی هراس انگیز است .امام در حکومت خود ستم بر زنی اهل ذمه (یهودی) که زیور الات  او  توسط سپاهیان معاویه  گرفته شده بودرا بر نمی تابد و چنین می فرماید:« اگر مردی پس از این واقعه از روی دریغ و اندوه بسیار جان بسپارد ، شایسته سرزنش نیست ، بلکه در چشم من چنین مرگی بس سزا ا ست» و امروز ببینید دولت یهود چگونه  کشتار  مسلمانان را در دستور کار خود قرار داه است.

امسال هم روز خبر نگار می آید و میرود بدون اینکه سرنوشت خبر نگار مظلوم تر از مظلوم کاظم اخوان روشن شود این غربت  حتی در روز خبر نگار از زاویه دیگری هم در رویکرد برخی رسانه ها مشهود است و در روز خبرنگار پاک فراموش می شود.  

خدایا تو به همه اخبار عالم احاطه داری تو آگاهی به سرنوشت کاظم و همراهانش

« تو آگاهی به آنچه تاریکی شب پوشانده ، به آنچه آفتاب برآن تابیده ، به هر چه پی در پی تاریکی و روشنی بر آن پرده کشیده آیا می توان در این شمار مکانی ، جایی، موجودی و جا نداری را به حساب آورد که بیرون از این قاعده باشد که نه تاریکی  شا ملش شود نه روشنی ، تو آگاهی به هر جای پایی ، به صدای هر حرکتی ، به صدای هر سخنی ، به تکان هر لبی ، به جای هر جانداری ، به وزن هر ذره ای و به آهنگ هر نفسی » برگرفته از کتاب او به همه چیز آگاه است ، اقتباس از نهج ا لبلاغه چاپ کانون پرورش فکری

خدایا چه بگویم ، وقتی هر جای پایی روئیت میشود و صدای هر حرکت و سخنی ضبط میشود و تکان هیچ لبی نیست مگر اینکه شنیده می شود و جای هیچ جانداری از چشم تو دور نمی ما ند، از وزن هر ذره آگاهی و از آهنگ آرام هر نفسی

خدایا چه بگویم وقتی دستگاه خبری تو این همه دقیق و سریع است و تازه اینها ذره ای از دانایی تو است 

اما نه میخواهم بگویم ، می خواهم بگویم و یاد کنم از یک خبر نگار هر چند که تو می دانی ، می خواهم بگویم

کاظم اخوان می خواست که مردم دنیا بدانند در لبنان بیست و چها ر سال پیش چه می گذرد در پی خبر به لبنان رفت چرا که او یک خبر نگار بود ، نه اینکه دیروز رفته باشد ، نه 24سال ا ست که رفته است 24سال.......

می دانم که تو حتی تعداد ثانیه های رفتنش را می دانی  و می دانی آنهایی که سخت او را دوست می داشتنند چقدر برایش اشک ریخته اند ، چگونه و چقدر آه و ناله کرده ا ند .

تو میدانی او کجاست ودر کجا پنهانش کرده اند و در روشنایی روز ودر تاریکی شب بر بر او چه میگذرد ،میدانم که می دانی آکنون در کجای این کره خاکی پا هایش به زمین می رسد و زیر لب چه زمزمه میکند   ، همه این ها را می دانم

می دانم در باره تو با اینکه شایستگی ومقامش را نشناخته اند ، مهربانی ، بخشش و بزر گواریش به همه رسیده است با اینکه هرگز تو را آنچنان که باید نخواهیم شناخت از سر مهربانی ، بخشش و بزرگواری عزیز خبر نگار ما را برهان و به ما برگردان به امید آن روز

 

شاهرخ سلطان احمدی

خواهر زاده کاظم اخوان

خبرنگار ایرانی ربوده شده در لبنان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 22:8  توسط شاهرخ سلطان احمدی  | 

           تحليلي‌ بر عمليات‌ رواني‌ فالانژيست‌ها وصهیونیست ها؛

 

 
روزنامه اعتماد

   اعلام‌ خبر شهادت‌ ديپلمات‌هاي‌ ربوده‌ شده‌ ايراني‌ پس‌ از ربع‌ قرن‌

 
 


اينك‌ بيست‌ و چهار سال‌ از ربوده‌ شدن‌ چهار شهروند جمهوري‌ اسلامي‌ احمد متوسليان‌ ،كاظم‌ اخوان‌ ،سيد احمد موسوي‌ و تقي‌ رستگار مقدم‌ سپري‌ شده‌ است‌ متاسفانه‌ عليرغم‌ گذشت‌ ربع‌ قرن‌ سرنوشت‌ آنان‌ همچنان‌ در هاله‌يي‌ از ابهام‌ قرار دارد. اگرچه‌ مسووليت‌ پيگيري‌ اين‌ پرونده‌ با دولت‌ و وزارت‌ امور خارجه‌ است‌ اما تجربه‌ بيست‌ و چهار سال‌ گذشته‌ نشانگر آن‌ است‌ كه‌ با پيگيري‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ و نظارت‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در فضاي‌ مناسبتري‌ قرار خواهد گرفت‌ . يكي‌ از نقاط‌ ضعف‌ سياست‌ خارجي‌ ما پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ دفاع‌ از حقوق‌ اتباع‌ ايراني‌ در خارج‌ از كشور بوده‌ است‌ و نماد غمبار آن‌ روشن‌ نشدن‌ سرنوشت‌ ديپلمات‌هاي‌ ربوده‌ شده‌ ايراني‌ در لبنان‌ است‌شايد به‌ دليل‌ همين‌ ضعف‌ وزارت‌ خاجه‌ بوده‌ كه‌ جناب‌ آقاي‌ احمدي‌ نژاد رييس‌ جمهور محترم‌ پيگيري‌ پرونده‌ را به‌ معاونت‌ حقوقي‌ و پارلماني‌ خود سپرده‌ است‌
سخنان‌ اخير سمير جعجع‌ رييس‌ هيات‌ اجرايي‌ نيروهاي‌ لبناني‌ با روزنامه‌ لبناني‌ السفير كه‌ پس‌ از مذاكرات‌ نبيه‌ بري‌ رييس‌ مجلس‌ لبنان‌ در حاشيه‌ گفت‌وگوهاي‌ آشتي‌ ملي‌ و مصاحبه‌ سايت‌ بازتاب‌ با وي‌ در خصوص‌ سرنوشت‌ خبرنگار و سه‌ ديپلمات‌ ايراني‌ كه‌ بيست‌ و چهار سال‌ پيش‌ ربوده‌ شدند و اقرار سمير جعجع‌ مبني‌ بر كشته‌ شدن‌ چهار شهروند جمهوري‌ اسلامي‌ به‌ دست‌ نيروهاي‌ فالانژ گذشته‌، از صحت‌ و سقم‌ آن‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از مقام‌هاي‌ بلند پايه‌ اين‌ نيروها، بازتاب‌ گسترده‌يي‌ در رسانه‌هاي‌ خارجي‌ و داخلي‌ داشت‌. اگرچه‌ اين‌ اقرار مسبوق‌ به‌ سابقه‌ بود و پيش‌ از اين‌ نيز توسط‌ بعضي‌ نيروهاي‌ فالانژ مانند روبير حاتم‌ و راجي‌ عبده‌ تكرار شده‌ بود اما اعلام‌ آن‌ بطور علني‌ و آشكار براي‌ اولين‌ بار توسط‌ فرمانده‌ پيشين‌ اين‌ نيروها را نمي‌توان‌ ناديده‌ گرفت‌.با توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ كه‌ معمولا افراد سعي‌ مي‌كنند حتي‌ الامكان‌ در مظان‌ اتهام‌ قرار نگيرند اعتراف‌ سمير جعجع‌ چه‌ مفهومي‌ دارد و با چه‌ انگيزه‌يي‌ دست‌ به‌ چنين‌ اقدامي‌ زده‌ است‌? در سال‌ 1369 ايلي‌ حبيقه‌ فرمانده‌ بخش‌ امنيتي‌ نيروهاي‌ فالانژ در زمان‌ اسارت‌ ديپلماتهاي‌ ايراني‌ طي‌ يك‌ بيانيه‌ رسمي‌ اعلام‌ كرد اين‌ چهار تن‌ به‌ دستور جعجع‌ به‌ شهادت‌ رسيده‌ اند و جعجع‌ نيز مدعي‌ است‌ مسووليت‌ كشته‌ شدن‌ آنها متوجه‌ حبيقه‌ است‌ به‌ هر حال‌ با ترور و عدم‌ اخذ اطلاعات‌ حبيقه‌ بطور رسمي‌ پرونده‌ بيشتر در محاق‌ فرو رفت‌ آنچه‌ مسلم‌ است‌ جعجع‌ در سال‌ 1982 از رهبران‌ اصلي‌ و تصميم‌ گيرنده‌ و با نفوذ شبه‌ نظامان‌ فالانژ بوده‌ و با حبيقه‌ در قالب‌ يك‌ گروه‌ واحد عمل‌ مي‌كردند و عمليات‌هاي‌ تروريستي‌ بسياري‌ در سابقه‌ خود دارند.
اينك‌ سخنان‌ جعجع‌ به‌ عنوان‌ رييس‌ هيات‌ اجرايي‌ نيروهاي‌ لبناني‌ در صحنه‌ سياسي‌ لبنان‌ از منظري‌ ديگر بايد مورد ارزيابي‌ دقيق‌ قرار گيرد كه‌ بدون‌ ارتباط‌ با رويدادهاي‌ گذشته‌، حال‌ و آينده‌ نيست‌.
فالانژها پيوندهاي‌ تاريخي‌ مستحكمي‌ با رژيم‌ صهيونيستي‌ دارند و جعجع‌ يك‌ مهره‌ قديمي‌ آنهاست‌ قضيه‌ ربودن‌ اين‌ چهار تن‌ از ابتدا يك‌ توطئه‌ مشترك‌ بين‌ فالانژها و اسراييلي‌ها بوده‌ است‌ لذا در واكنش‌ به‌ هر حركتي‌ در اين‌ پرونده‌ بيست‌ و چهار ساله‌ بايد هوشمندانه‌ عمل‌ كرد تا برخي‌ از جريانات‌ دخيل‌ در پرونده‌ نتوانند ما را از مسير كشف‌ حقيقت‌ منحرف‌ سازند. براي‌ كشف‌ حقيقت‌ سرنوشت‌ ديپلمات‌هاي‌ ايراني‌ بايد اجزاي‌ متعدد پازل‌ در كنار يكديگر قرار گيرند و موضع‌ بر اساس‌ مستندات‌ در يك‌ طرح‌ جامع‌ حقيقت‌ يابي‌ شود.
هويت‌ افراد شاخص نيروهاي‌ فالانژ كه‌ در اين‌ آدم‌ربايي‌ و مراحل‌ بعدي‌ آن‌ نقش‌ داشته‌ اند مشخص است‌ بايد دقت‌ كنيم‌ جاي‌ آدمها عوض‌ نشود و به‌ سراغ‌ آدمهاي‌ اصلي‌ برويم‌.
با شرح‌ آنچه‌ گذشت‌ اين‌ سوال‌ به‌ ذهن‌ متبادر مي‌گردد كه‌ جعجع‌ با چه‌ انگيزه‌يي‌ حقيقت‌ را وارونه‌ جلوه‌ مي‌دهد و از آن‌ چه‌ سودي‌ مي‌برد و آيا خبر شهادت‌ ديپلمات‌هاي‌ ايراني‌ يك‌ خبر جعلي‌ و ساخته‌ و پرداخته‌ جعجع‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ شرايط‌ داخلي‌ لبنان‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و از طرفي‌ براي‌ اؤبات‌ ادعاي‌ خود چه‌ مداركي‌ ارايه‌ مي‌كند و اگر آنها به‌ اسراييل‌ تحويل‌ شده‌ اند چرا وي‌ آن‌ را كتمان‌ مي‌كند و بر شهادت‌ آنها توسط‌ نيروهاي‌ فالانژ اصرار دارد كداميك‌ از اين‌ دو براي‌ وي‌ هزينه‌ بيشتري‌ دارد?!
به‌ موجب‌ ماده‌ 25كنوانسيون‌ وين‌ راجع‌ به‌ حقوق‌ ديپلماتيك‌ «شخا مامور ديپلماتيك‌ مصون‌ است‌ و نمي‌ توان‌ او را توقيف‌ و يا مورد باز خواست‌ قرار داد». ديپلمات‌ها در سراسر د نيا از مصونيت‌ سياسي‌ برخوردارند . عدم‌ توجه‌ اسراييل‌ و عوامل‌ آن‌ به‌ مقرارت‌ بين‌ المللي‌ و زير پا گذاشت‌ آن‌ يك‌ رويه‌ شناخته‌ شده‌ از سوي‌ آنان‌ است‌. جنگ‌ طلبي‌ ، آدم‌ربايي‌ و تروريسم‌ دولتي‌ صهيونيست‌ها را بايد بر اساس‌ رويكردهاي‌ روانشناختي‌ مورد پردازش‌ قرار داد ، اقدامات‌ جنايتكارانه‌ و جنگ‌ طلبي‌ صهيو نيست‌ها ناشي‌ از ناكامي‌ آنهاست‌ چرا كه‌ با مقاومت‌ مردم‌ فلسطين‌ نتوانسته‌ اند به‌ اهداف‌ مورد نظر خود دست‌ يابند و نظريه‌ ناكامي‌ پر خاشگري‌ در مورد اين‌ رژيم‌ مصداق‌ دارد و لذا زمينه‌هاي‌ شكل‌ گيري‌ رفتارهاي‌ ويرانگر توسط‌ اين‌ رژيم‌ همواره‌ وجود دارد، شما با رژيمي‌ روبرو هستيد كه‌ موجوديت‌ آن‌ از ابتدا با منازعه‌ شكل‌ گرفته‌ است‌ و به‌ دليل‌ ساختار خود بدون‌ مقاومت‌ و فشارهاي‌ بين‌ المللي‌ هرگز از اين‌ فضا خارج‌ نمي‌شود. اين‌ رژيم‌ در عين‌ حال‌ كه‌ خود را برتر مي‌داند سعي‌ مي‌كند خود را مظلوم‌ و صلح‌ جو نشان‌ دهد در حالي‌ كه‌ خود عامل‌ اصلي‌ جنگ‌ طلبي‌، فريب‌ ، منازعه‌ در منطقه‌ خاورميانه‌ بوده‌ و داراي‌ خصلتهاي‌ غير انساني‌ است‌ .
جنايات‌ اخير صهيونيست‌ها در فلسطين‌ و لبنان‌ در شرايطي‌ صورت‌ گرفت‌ كه‌ تصور مي‌كردند در فضاي‌ حاكم‌ بر سياست‌ جهاني‌ مي‌توانند دست‌ به‌ هر جنايتي‌ بزنند همچنين‌ اقدامات‌ جنايتكارانه‌ ، تروريستي‌ و گروگان‌ گيري‌ اين‌ رژيم‌ پس‌ از اسارت‌ يك‌ سرباز اسراييلي‌ در فلسطين‌ و دو نظامي‌ در لبنان‌ نشان‌ داد كه‌ صلح‌ با اين‌ رژيم‌ چقدر شكننده‌ و بي‌ ؤبات‌ است‌ البته‌ نبايد فراموش‌ كرد كه‌ بسياري‌ از اقدامات‌ تروريستي‌ صهيونيست‌ها با چتر حمايتي‌ امريكا صورت‌ مي‌گيرد و متاسفانه‌ سازمان‌هاي‌ بين‌ المللي‌ از جمله‌ سازمان‌ ملل‌ نيز ابزاري‌ جهت‌ تحقق‌ اهداف‌ امنيتي‌ و استراتژيك‌ غرب‌ است‌. جعجع‌ با سوابق‌ وابستگي‌ به‌ صهيونيست‌ها در راستاي‌ اهداف‌ آنان‌ گام‌ بر مي‌دارد. اعلام‌ خبر كشته‌ شدن‌ چهارديپلمات‌ توسط‌ فردي‌ در حد جعجع‌ آنها را از باز كردن‌ يك‌ كلاف‌ پيچيده‌ كه‌ خودشان‌ آن‌ را گره‌ زده‌ اند مي‌رهاند و از ديپلمات‌هاي‌ ايراني‌ در بند خود به‌ عنوان‌ برگ‌ برنده‌ نهايي‌ استفاده‌ مي‌كنند، صهيونيست‌ها قصد دارند با اعلام‌ شهادت‌ اين‌ عزيزان‌ روشن‌ شدن‌ سرنوشت‌ آنان‌ را از چارچوب‌ مذاكرات‌ حذف‌ كنند و از روند كنوني‌ خارج‌ شوند تا بتوانند قدرت‌ چانه‌ زني‌ خود را در مذاكرات‌ تبادل‌ اسرا بالا ببرند و از سوي‌ ديگر سرنوشت‌ ران‌ آراد را يكسويه‌ دنبال‌ كنند.
در جريان‌ تبادل‌ گروگان‌هاي‌ غربي‌ در لبنان‌ در سال‌ 69 ابتدا قرار بود در روند آزادسازي‌ كه‌ با كمك‌ و مساعدت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و وساطت‌ سازمان‌ ملل‌ صورت‌ گرفت‌ سرنوشت‌ ديپلمات‌هاي‌ ايراني‌ روشن‌ شود اما بر اساس‌ اطلاعاتي‌ كه‌ اسراييل‌ به‌ خاوير پرز دكوئيار ارايه‌ كرد بدون‌ اخذ ضمانت‌ كافي‌ در خصوص‌ روشن‌ شدن‌ سرنوشت‌ اتباع‌ ايراني‌ تمامي‌ گروگان‌هاي‌ غربي‌ در لبنان‌ آزاد شدند. سخنان‌ اخير جعجع‌ دستمايه‌ يك‌ بازي‌ تبليغاتي‌ صهيونيست‌هاست‌ كه‌ مي‌توان‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ عمليات‌ رواني‌ ارزيابي‌ كرد كه‌ قصد دارند با جريان‌ سازي‌ تبليغاتي‌ افكار عمومي‌ دنيا را فريب‌ دهند و زمينه‌ مناسب‌ را براي‌ تحميل‌ نظرات‌ خود فراهم‌ آورند، لذا ما براي‌ خنثي‌ سازي‌ عمليات‌ فريب‌ صهيونيست‌ها بايد هوشمندان‌ عمل‌ كنيم‌.
رسانه‌هاي‌ گروهي‌ غرب‌ در بيست‌ و چهار سال‌ گذشته‌ كمترين‌ عكس‌ العملي‌ حتي‌ به‌ ظاهر و خنثي‌ نسبت‌ به‌ روشن‌ شدن‌ سرنوشت‌ ديپلمات‌هاي‌ ايراني‌ نداشته‌اند اما سخنان‌ جعجع‌ در رسانه‌هاي‌ گروهي‌ غرب‌ انعكاس‌ داشت‌ و حتي‌ خبرگزاري‌ آسوشيتدپرس‌ آن‌ را به‌ نقل‌ از روزنامه‌ لبناني‌ السفير مخابره‌ كرد. با دقت‌ و انطباق‌ با حوادث‌ گذشته‌ جريان‌ سازي‌ تبليغاتي‌ صهيونيست‌ها كاملا مشهود است‌ آنها همواره‌ از اين‌ روش‌ براي‌ حفظ‌ منافع‌ و پيشبرد اهداف‌ خود استفاده‌ مي‌كنند اما اينكه‌ چرا اين‌ خبر تحت‌ پوشش‌ گسترده‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ ما قرار گرفت‌ جاي‌ تامل‌ دارد اگرچه‌ بعد از چند روز اصل‌ خبر توسط‌ مسوولين‌ رد شد اما بدون‌ شك‌ اؤرات‌ منفي‌ خود را بر جاي‌ گذاشت‌ لذا در اينگونه‌ موارد بهتر است‌ به‌ تبعات‌ پخش‌ يك‌ خبر و بازتاب‌ آن‌ توجه‌ شود.
شاهرخ‌ سلطان‌ احمدي‌ ،خواهر زاده‌ كاظم‌ اخوان‌
خبرنگار ربوده‌ شده‌ ايراني‌ درلبنان‌

منبع:روزنامه اعتماد۵/۵/۸۵            
 

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 23:11  توسط شاهرخ سلطان احمدی  |