تبليغاتX
از مقاومت تا مقاومت

از مقاومت تا مقاومت

مقاومت مردم فلسطین ولبنان و ایستادگی در برابر طرح خاورمیانه بزرگ

  به نام خدا

 لبنان پیروزی بدون خبرنگار

بیست و پنج سال پیش وقتی اسرائیل از زمین و دریا و هوا به لبنان حمله کرد ، خیلی سریع لبنان به اشغال در آمد و با همدستی نیروهای   وابسته آن یعنی شبه نظامیان فالانژیست بیروت در محاصره قرار گرفت . کاظم اخوان خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی به همراه سید محسن موسوی کاردار سفارت ایران ، احمد متوسلیان و تقی رستگار مقدم برای بررسی راههای کمک به مردم فلسطین و لبنان عازم آن کشور شدند، تنها راه ورود به بیروت جاده ساحلی طرابلس بود ، وقتی که خودروی پلاک سیاسی سفارت ایران که توسط نیرو های حفاظت سفارتخانه ها اسکورت می شد در پست بازرسی نیرو های فالانژ متوقف و پس از انتقال 4شهروند جمهوری اسلامی  به مقر فرماندهی آنان علیرغم گذشت 25سال هنوز اطلاع دقیقی از سرنوشت آنان در دست نیست .

آن روزها اسرائیل تصور میکرد با ربوده شدن امام موسی صدر ، اشغال لبنان و روی کار آوردن نیرو های وابسته به خود و  کشتار و  اخراج مبارزان فلسطینی می تواند به رویاهای خود جامه عمل بپوشاند ، روزهایی که ایام به کام غاصبان بود و هیچ چیز برای آنان اهمیت نداشت حتی اشک و آه کودکان و زنان .

اما مردی از ایران زمین قیام کرده بود ، که می خواست بزرگواری همه مسلمانان را حفظ کند، آمدن او جانی دوباره بود ، نه نفسی بود که به جانی دمیده میشود تا دوباره زنده شود ، آری او آن نفس دوباره بود به همه مردم سرزمینش و همه مظلومان عالم ، آمدنش به مرز های جغرافیایی محدود نمی شد ، آنانی که سالها پیش تحت تعلیمات فکری او قرار گرفته بودند مقاومت را در لبنان پایه گزاری کردند ،از امام موسی صدر و شهید دکتر چمران و شهید موسوی تا سید حسن نصر الله   که كارنامه او مايه فخر و مباهات همه مسلمانان شد   و اینگونه بود که از مقاومت تا مقاومت شکل گرفت اینک پس از 25سال که سالگرد پیروزی حزب الله جشن گرفته میشود ، براستی که جای 4شهروند جمهوری اسلامی خالی است و اگر چه آنان در لبنان ربوده شدند و در  میان ما نیستند ، اما هزاران بار خدا را شکر می کنم  و  از دیدن چنین ایامی  شکرگزارتر می شوم و احساس غرور می کنم.

بیست وپنج سال وقت لازم بود تا دنیا خبر شکست اسرائیل را باور کند و صدای شکستن اسکلت اسرائیل را بشنود ، اسکلتی که تا آور شدنش چندی نمانده است با رهبری مردی که نامش نصرالله است و ترجمان آیه نصر و من الله و فتح و غریب

آری لبنان برای ما: یعنی سلام بر امام خمینی ، سلام بر امام موسی صدر ، سلام بر شهید دکتر چمران، سلام بر شهید موسوی ، سلام بر نصرالله، سلام بر همه شهدای مقاومت و سلام بر اخوان ،متوسلیان ، رستگار مقدم و موسوی

امیدوارانه سر  بر آسمان و چشم بر سرزمین حزب ا لله داریم ، تا این پیروزی ها آمدن دلاوران سرزمین ما را به همراه داشته باشد .

باید منتظر بمانیم ، مثل پارسال که ماندیم و انتظار کشیدیم و آن خبر روح افزا را به جان چشیدیم و منتظر بمانیم ، انتظار بکشیم تا روزی که اعلام شود حزب الله همه اسرای در بند اسرائیل را آزاد کرد ، انتظاری که شاید چندان دور از انتظار نباشد

لبنان یعنی پایان طرح خاورمیانه بزرگ

لبنان یعنی بیست وپنج سال صبر و انتظار

لبنان یعنی رسیدن بوی پیراهن یوسف به مشام

لبنان یعنی روشنایی چشم همه منتظران 4دلاور سرزمینمان

  

 

                                            شاهرخ  سلطان احمدی 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 20:40  توسط شاهرخ سلطان احمدی  | 

بيانيه مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع‌مقدس به مناسبت روز خبرنگار چاپ ارسال به دوست
مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع‌مقدس به مناسبت گرامي‌داشت روز خبرنگار بيانيه‌اي صادر كرد.
در اين بيانيه آمده است:
17 مرداد،يادآور شكسته شدن قداست اصحاب رسانه و يادآور كشتار قلم، قتل عام انديشه و بريدن تمام زبان‌هايي است كه مي‌خواهند حقايق را همانگونه كه هست بيان كنند.
شهادت محمود صارمي در حالي كه تنها جرمش بازتاب جنايات طالبان بود، بيانگر مظلوميت اهالي خبر است.
پرواز صارمي نه نخستين اتفاق بود و نه آخرين آن كه از زمان حضور خبرنگاران و تولد رسانه‌ها، اين قشر هميشه مورد آسيب و خطر بوده‌اند هرچند اين خطر برايشان شيرين است.
در طول هشت سال دفاع مقدس نيز اهالي رسانه ثابت كردند كه براي انجام رسالت خويش از جان نيز مي‌گذرند و بيش از 244 شهيد خبرنگار بيانگر اين حقيقت است.

آنچه در طول سه دهه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در مقوله اطلاع‌رساني ثابت شده، ايستادگي، تلاش و همت همه جانبه خبرنگاران و اصحاب رسانه در موقعيت‌هاي مختلف است آخرين خاطره‌اي كه هنوز در ذهن‌ها باقي نيست شهادت خبرنگاراني است كه براي پوشش مانور ارتشيان اسلام وظيفه خويش را انجام دادند.

ولي سالهاست داغي بر دل اصحاب رسانه باقي است فريادي در گلو مانده و چشماني كه از انتظار خشك شده است. يادي گمشده كه دلها براي ديدارش پر مي‌زنند؛كاظم اخوان خبرنگار و عكاس خبرگزاري جمهوري اسلامي كه بيش از دو دهه پيش در جنوب لبنان به اسارت نيروهاي نيروهاي فالانژ درآمد ناگهان در هياهوهاي سياسي به فراموشي سپرده شده و هنوز هم خبري از او نيست.

اخوان عضو خانواده رسانه‌هاست و اين وظيفه‌ تمامي خبرنگاران و فعالان رسانه‌اي است تا خود پيگير پرونده او شوند.

مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس ضمن گراميداشت ياد و خاطره تمامي شهداي عرصه خبر و تقدير و تجليل از تمامي اهالي رسانه،بار ديگر از تمامي همكاران،خبرنگاران، عكاسان و فعالان رسانه‌اي دعوت مي‌نمايد تا پيگير سرنوشت «كاظم اخوان» بوده وتوان خويش را براي بازگشت او به ميهن اسلامي فراهم كنند
منبع:سایت ساجد

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 13:15  توسط شاهرخ سلطان احمدی  | 

به نام خدا
سلام برکاظم و همه خبرنگاران به خاطر همه رنج های شان و به خاطر همه  صبوری شان.
شایدبرای هر کس، روز یا ماه یا سالی بیشتر از دیگر روز ها و ماه ها و سال ها اهمیت داشته باشد، اما برای همه خبرنگاران ما، روز 17مرداد اهمیت ویژه ای دارد و شاید اگر تو نیز در میان ما بودی، این روز برای تو مهم بود. 

کاظم!
در روز خبرنگار به تو فکر می کنم.  به 25 سال پیش که برای به تصویر کشیدن جنایات اسرائیل علیه مردم فلسطین و لبنان، به آن کشور رفتی و در یک توطئه مشترک، مزدوران  اسرائیل تو را ربودند و از آن روز تا امروز سرنوشت تو همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.
به تو فکر می کنم و به همه صبری که در بیست و پنج سال گذشته داشته ای و به سختی هایی که تحمل کرده ای. اما تو بهتر می دانی زندگی یک خبرنگار، یک زندگی عادی نیست، بلکه صحنه پر فراز و نشیب مسئولیت وعمل است. زندگی یک خبرنگار، بدون مسئولیت شناسی پایان کار اوست.

تو، چه در دفاع مقدس و چه در عزیمت داوطلبانه به لبنان در محاصره رژیم اشغالگر قدس،  ثابت کردی که اهل عمل هستی و از سختی های آن باکی نداشتی. می گویند وقتی آهنگ جنگ نواخته می شود صف مردان جنگ از بقیه جدا می شود و تو به عنوان یک  خبرنگار، در صف جنگ بودی. با اسلحه قلم ودوربین .
آری روز خبرنگار باید نشانه ای باشد از انسان های اهل مسئولیت وعمل. و این روز می تواند یکی از روزهای خدا باشد.

کاظم!
ما هنوز چشم انتظار مانده ایم و بغض در گلو داریم.
25سال چشم انتظاری و25سال بغض، بی هیچ تسکینی. وگذشت سال ها از ارزش های تو نکاسته است.

کاظم!
25 سال است که تودر چنگال رژیم اشغالگر قدس گرفتار شده ای، آن هم گرفتار نا اهلان و ناپاکان روزگار. سال گذشته روز خبرنگار برای ما استرس و اضطراب به همراه داشت، چرا که هم زمان بود با حمله مجدد اسرائیل به لبنان. اما پس از 33روز، هیمنه ارتشی که با تبلغات دروغین آن را شکست ناپذیر قلمداد کرده بودند، در هم شکست و حزب الله پیروز شد.
راستی کاظم، چرا از میان این همه نام خانوادگی دنیا، نام خانوادگی تو "اخوان" است؟!
شاید برای این که ما بدانیم چقدر ما و دوستان و همکارانت، در باره تو برادری کرده اند و برادرانه به جست وجوی تو پرداخته اند!

می خواهم در روز خبرنگار، به دیدن همه خبرنگاران بروم و برای چندمین بار از آنان خواهش کنم سرنوشت تو را پی گیری و تو را فراموش نکنند.
قاب عکس تو را به آنها تقدیم کنم تا در روز خبرنگار هر جا که خواستتند، عکس یادگاری بگیرند. آن را در دست بگیرند تا نشانه ای باشد از مظلومیت خبرنگاران. و هرکس در مورد این قاب عکس و علت آن سئوال کرد، پاسخ بدهند و بگویند:
"این عکس خبرنگاری است که 25 سال پیش در لبنان ربوده شده و هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست."

با خود فکر می کنم اگر یک روز و در روز خبرنگار، چنین اتفاقی بیفتد، بازتاب آن چگونه خواهد بود؟
واگر همکاران خبرنگار او بی تفاوت برخورد کنند چه خواهد شد؟
شاید برخی از خبرنگاران جوان، کاظم را نشناسند، اما خبرنگاران قدیمی که کاظم را می شناسند، لااقل کاظم برای آنان که نباید نیاز به معرفی داشته باشد.
دلم می خواهد همه خبرنگاران بگویند سرنوشت کاظم برای همه ما مهم است. دلم می خواهد اگر کسی از من پرسید:
"همکاران کاظم برای او چه کرده اند؟
با خوشروئی بگویم:
"هرچه از دست شان برآمده انجام داده اند ... سکوت نکرده اند و بی تفاوت نبوده اند ... در حد وسعشان قلم زده اند ... انتظار معجزه که از آنان نداریم ... "

اما ای همکار کاظم اخوان!
حالا که دارم اینها را می نویسم، قلبم آتش می گیرد و خاکستر می شود.
باور می کنی یا نه؟!
اگر منصفانه قضاوت کنی، می بینی که در برابر روشن شدن سرنوشت کاظم کوتاه آمده اید، خودتان را توجیه کرده اید و هزار کار نکرده دیگر برای یک خبرنگار دربند صهیونیسم، که عین صداقت، پاکی و شجاعت بود. 
بارها این جمله را شنیده ام که سرنوشت کاظم اخوان خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی و سه همراه او احمد متوسلیان، تقی رستگارمقدم و سیدمحسن موسوی کاردار سفارت ایران در لبنان، یک معمای پیچیده شده که کسی از آن سر در نمی آورد و خانواده های این عزیزان، پس از گذشت 25سال، همچنان باید در انتظار حل این معما باشند.
به هر حال، می بخشید!
در روز خبرنگار، باید این روز را به آنان تبریک می گفتیم، اما از آنان انتقاد کردیم.

                                                شاهرخ سلطان احمدی
                                               خواهرزاده کاظم اخوان 

منبع:http://www.sajed.ir//

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 13:12  توسط شاهرخ سلطان احمدی  | 

  به نام خدا

                                       کاظم اخوان و روزش

سلام برکاظم و همه خبرنگاران به خاطر همه رنج هایشان و به خاطر همه  صبوریشان

شایدبرای هر کس روز یا ماه یا سالی بیشتر از دیگر روز ها و ماه ها و سال ها اهمیت داشته باشد ، اما برای همه خبرنگاران ما روز 17مرداد اهمیت ویژه ای دارد و شاید اگر تو نیز در میان ما بودی این روز برای تو مهم بود       

کاظم در روز خبرنگار به تو فکر می کنم به 25 سال پیش که برای به تصویر کشیدن جنایات اسرائیل برعلیه مردم فلسطین و لبنان به آن کشور رفتی ودر یک توطئه مشترک مزدوران  اسرائیل تو را ربودند و از آن روز تا امروز سرنوشت تو همچنان در هاله ای در ابهام قرار دارد

به تو فکر میکنم و به همه صبری که در بیست و پنج سال گذشته داشته ای و به سختی هایی که تحمل کرده ای، اما تو بهتر می دانی زندگی یک خبرنگار یک زندگی عادی نیست ،بلکه صحنه پر فراز و نشیب مسئولیت وعمل است زندگی یک خبر نگار بدون مسئولیت شناسی پایان کار است . تو چه در دفاع مقدس و چه در عزیمت داوطلبانه به لبنان در محاصره رژیم اشغالگر قدس  ثابت کردی که اهل عمل هستی و از سختی های آن باکی نداشتی می گویند وقتی آهنگ جنگ نواخته میشود صف مردان جنگ از بقیه جدا می شود و تو به عنوان یک خبر نگار در صف جنگ بودی با اسلحه قلم ودروبین .

آری روز خبر نگار باید نشانه ای باشد از انسانها ی اهل مسئولیت وعمل و این روز میتواند یکی از روزهای خدا باشد.

کاظم ما هنوز چشم انتظار مانده ایم و بغض در گلو داریم 25سال چشم انتظاری و25سال بعض ، بی هیچ تسکینی وگذشت سالها از ارزشهای تو نکاسته است.

کاظم 25 سال است که تودر چنگال رژیم اشغالگر قدس گرفتار شده ای ،آنهم گرفتار نا اهلان و ناپاکان روزگار، سال گذشته روز خبرنگار برای ما استرس و اضطراب به همراه داشت چرا که هم زمان بود با حمله مجدد اسرائیل به لبنان اما پس از 33روز هیمنه ارتشی که با تبلغات دروغین آن شکست ناپذیر قلمداد کرده بودند در هم شکست وحزب الله پیروز شد.

راستی کاظم چرا از میان این همه نام خانوادگی دنیا نام خانوادگی تو اخوان است شاید برای این که ما بدانیم چقدرما و دوستان و همکارانت در باره تو برادری    کرده اندو برادرانه به جستجوی تو پرداخته اند می خواهم در روز خبرنگار به دیدن همه خبرنگاران بروم و برای چندمین با ر از آنان خواهش کنم سرنوشت تو را پیگیری  و تو را فراموش نکنند ،قاب عکس تو را به آنها تقدیم کنم تا در روز خبر نگار هر جا که خواستتند عکس یادگاری بگیرند آن را در دست بگیرند تا نشانه ای باشد از مظلومیت خبرنگاران و هرکس در مورد این قاب عکس و علت آن سئوال کرد پاسخ بدهند و بگویند این عکس خبرنگاری است که 25 سال پیش در لبنان ربوده شده و هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.

باخود فکر می کنم اگر یک روز ودر روز خبرنگار چنین اتفاقی بیفتد باز تاب آن چگونه خواهد بود واگر همکاران خبر نگار او بی تفاوت برخورد کنند چه خواهد شد شاید برخی از خبرنگاران جوان کاظم را نشناسند ،اما خبر نگاران قدیمی که کاظم را میشناسند ، لا اقل کاظم برای آنان که نباید نیاز به معرفی داشته باشد . دلم می خواهد همه خبرنگاران بگویند سرنوشت کاظم برای همه ما مهم است دلم میخواهد اگرکسی از من پرسید همکاران کاظم برای او چه کرده اند با خوشروئی بگویم هرچه از دستشان بر آمده انجام داده اند ، سکوت نکرده اند و بی تفاوت نبوده اند در حد وسعشان قلم زده اند ، انتظار معجزه که از آنان نداریم  ،اما، ای همکار کاظم اخوان حا لا که دارم اینها را مینویسم قلبم آتش می گیرد و خاکستر می شود باور می کنی یا نه .

اگر منصفانه قضاوت کنی میبینی که در برابر روشن شدن سرنوشت کاظم کوتاه آمده اید ، خودتان را توجیه کرده اید و هزار کار نکرده دیگر برای یک خبر نگار در بند صهیونیسم ،که عین صداقت،پاکی و شجاعت بود  بارها این جمله را    شنیده ام که سرنوشت کاظم اخوان خبر نگار خبر گزاری جمهوری اسلامی وسه همراه او احمد متوسلیان، تقی رستگار مقدم وسید محسن موسوی کاردار سفارت ایرا ن در لبنان یک معمای پیچیده شده که کسی از آن سر در نمی آورد و خانوادهای این عزیزان پس از گذشت 25سال همچنان باید در انتظار حل این معما باشند.

به هر حال می بخشید در روز خبرنگار باید این روز را به آنان تبریک میگفتیم ،اما از آنان انتقادکردیم

                                                شاهرخ سلطان احمدی

                                               خواهر زاده کاظم اخوان 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 13:8  توسط شاهرخ سلطان احمدی  |